السيد موسى الشبيري الزنجاني

6362

كتاب النكاح ( فارسى )

حوادثى كه با آن روبرو مىشوند متفاوت است . مرحوم والد نقل مىكردند شخصى نزد آقاى سيد عبد المجيد يروسى مىرود . ايشان به او مىفرمايد : مكالمه ما را بر هم زدى ! سپس مىافزايد : من با نفس در حال مصاحبه بودم و مىگفتم : اگر به تو صد تومان پول بدهند آيا امر ناحقى را امضا مىكنى ؟ پاسخ داد نه ، به او گفتم : با دويست تومان چطور ؟ او گفت : امضاء نخواهم كرد . اين مصاحبه را تا ده هزار تومان ادامه دادم و هنوز نفس زير بار نمىرفت ، كه تو از راه رسيدى و محاسبه و مصاحبه مرا با نفس بر هم زدى . در حالت‌هاى استثنايى سخت و غير متعارف ، امكان لغزش براى هر كس وجود دارد و اگر معيار عدالت اين باشد كه حتى در موارد استثنايى نيز لغزشى حاصل نشود ملكه عدالت جز براى معصوم براى هيچ كس محقق نمىگردد . على بن ابى حمزه قبل از انحراف ، كسى نبوده كه حديث جعل كند ، ليكن مسائل مالى هنگفت او را به لغزش انداخت . مرحوم شيخ بهايى مىفرمايد : بعد از آنكه مسأله وقف مطرح شد ، در ميان شيعه دودستگى شديدى پديدار گشت و براى شيعيان واقعى ، لطمه حيثيتى زيادى داشت ، اگر با اهل وقف معاشرت مىكردند . لذا متكلم معروف على بن اسماعيل ميثمى از آنان به ممطوره يعنى سگى كه باران خورده و با تكان دادن خود همه جا را نجس مىكند تعبير مىكند . بنابراين روشن است كه اخذ حديث از على بن ابى حمزه در چنين شرايطى توسط بزرگان امكان‌پذير نبوده و مربوط به قبل از زمان انحراف او بوده است . 2 - راه حلى كه صاحب مستدرك مطرح فرموده و آن اين است كه وى بعد از وقف نيز ثقه متعارف بوده و تنها در امورى كه مسأله وقف به آن مرتبط بوده مثل مسائل مالى و غيره قابل اعتماد نبوده است . لذا اگر بعد از وقف نيز از او اخذ حديث كرده باشند اشكالى به وجود نمىآورد و رواياتش قابل اعتماد است . البته ادعاى ايشان قدرى محل اشكال است ، زيرا برخى از كسانى كه به عنوان